سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
100
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
آن معرب مىباشد . و وجه معرب بودنش طبق آنچه مصنّف در كتاب تسهيل گفته اينستكه : فعل مضارع شباهت خاصّى به اسماء دارد و بخاطر همين جهت به آن « مضارع » يعنى مشابه گفتهاند . و اين شباهت آنست كه : اسماء داراى معانى متعدّد مىباشند چنانچه براى لفظ « عين » متجاوز از سى معنا شمردهاند يا لفظ « مولى » هم به معناى آقا و هم به معناى بنده آمده يا لفظ « قرء » به معناى پاكى و ناپاكى هردو گفته شده و غير اين الفاظ از اسماء ديگر چه آنكه اسماء مشترك در لغت عرب بسيار است و در اين گونه از اسماء هركدام از معانى مورد نظر كه بخصوص مقصود باشند متكلّم براى تعيين آن قرينهاى كه در اصطلاح به قرينه معيّنه معروف است نصب مىكند مثلا اگر از « عين » چشم اراده كرده باشد مىگويد : رأيت عينا باكية ( ديدم چشمى گريان را ) . مسلّما با قيد « باكية » هرمستمعى مىفهمد كه مراد متكلّم از « عين » چشم كه عضو مخصوص است مراد مىباشد . يا اگر از آن چشمه را اراده نموده باشد مىگويد : رايت عينا جارية ( ديدم چشمهاى روان ) . قيد « جارية » قرينه است كه از « عين » چشمه اراده شده و بهرتقدير اسماء مشترك داراى معانى متعدّد بوده و در وقت استعمال هركدام بخصوص را كه اراده كنند بايد براى آن قرينه معيّنه نصب نمايند بطورى كه در صورت عدم نصب لفظ مجمل شده و مخاطب نمىتواند آن را برهيچيك از معانى لفظ حمل كند . و اين خصوصيّت در فعل مضارع نيز موجود است چه آنكه فعل مضارع نيز داراى دو معنا است :